نگاهی به اقتصاد ایران
|
اشاره: اقتصاد ايران طي سه دهه اخير فراز و نشيبهايي را پشت سر گذاشته اما در عين حال، طي دو دهه اخير اقدامها و تلاشهايي در اقتصاد صورت گرفته كه منجر به تحول در ساختار اقتصادي كشور شده است. بررسيها نشان ميدهد كه اقتصاد كشور با مسايل و مشكلات ساختاري مواجه است كه ميتواند مانع از دستيابي جامعه به اهداف آرماني خود شود. در اين راستا براي دستيابي به اين اهداف، سياستگذاران در سطح كلان به دنبال ارايه طرح و برنامهاي مشخص بوده تا بتوانند مسايل موجود و پيشرو را كاهش يا مرتفع سازند. براي اينكه برنامهريزان و سياستگذاران اقتصادي بتوانند برنامهها و سياستها را متناسب با امكانات و ظرفيتها تدوين کنند نيازمند شناخت از وضعيت موجود هستند. به عبارت ديگر شناسايي جايگاه هريك از بازارهاي اقتصادي و ارتباط آن با ساير بازارها، نقش مؤثري در تدوين برنامهها و تصميمها خواهد داشت. در شرايطي كه لايحه برنامه پنجم توسعه از طرف دولت تقديم مجلس شوراي اسلاميشد، اين تحليل ميتواند بخشي از زواياي وضعيت موجود اقتصاد كشور را ارايه کند. طبيعي است شناخت دقيقتر اين وضعيت براي تبيين نقاط قوت و ضعفها، تهديدها و فرصتها كمك ارزندهاي خواهد داشت. ضمن اينكه پيگيري تحقق سياستها و راهبردهاي اتخاذ شده در برنامه، نيازمند وجود شاخصهاي مرتبط و دادههاي آماري اين شاخصهاست. بعلاوه روند تغييرات اين شاخصها در دورههاي گذشته تا حد زيادي ميتواند در ارايه و راهنمايي ترسيم دورنماي برنامه توسعه نقش حياتي ايفا کند. از اين رو در اين گزارش مهمترين شاخصهاي كلان اقتصادي کشور در دوره 1386-1379 مورد بررسي و تحليل قرار گرفته است. مهمترين بخشهاي مورد بررسي در اين گزارش شامل جمعيت، بازار كار، توليد و سرمايهگذاري، مصرف، بازار پول، تجارت خارجي و بودجه دولت ميشود.
جمعيت جمعيت كشور براساس نتايج آخرين سرشماري عمومي نفوس و مسكن در سال 1385، 5/70 ميليون نفر بوده كه در مقايسه با سرشماري 1375 افزايش 5/10 ميليون نفري را نشان ميدهد. براساس نتايج دو سرشماري، متوسط نرخ رشد سالانه جمعيت در دهه 1385-1375 برابر 62/1 درصد و افزايش نسبي جمعيت در اين دوره 4/17 درصد بوده است. مطابق بررسيهاي انجام شده، با تصحيح جمعيت سال 1375 به 9/62 ميليون نفر و جمعيت سال 1385 به 8/70 ميليون نفر، بهطور تقريبي جمعيت كشور 8 ميليون نفر (كه توسط آمار ثبتي نيز نشان داده شد) افزايش يافته است. در اين حالت نرخ رشد جمعيت در دهه 1385-1375، حدود 2/1 درصد برآورد شده و افزايش نسبي جمعيت در اين دهه 5/12 درصد محاسبه ميشود. با تصحيحهاي صورت گرفته نرخ رشد جمعيت در دهه 1375-1365 نيز از 96/1 درصد به 44/2 درصد و افزايش نسبي جمعيت در اين دوره از 5/21 درصد به 2/27 درصد اصلاح خواهد شد. جدول شماره يک تغييرات حجم جمعيت، نرخ رشد سالانه و ميزان افزايش نسبي جمعيت را در دوره 50 ساله 1385-1335 نشان ميدهد. بررسي ساختار سني جمعيت به تفكيك مناطق شهري و روستايي نشان ميدهد كه روند تحولات ساختار سني جمعيت در شهر و روستا همسو بوده اما درصد جمعيت 14-0 ساله در كل دوره در مناطق روستايي بيشتر از مناطق شهري است. علاوه بر آن ميزان سالمندي مناطق روستايي نيز بالاتر از مناطق شهري است. در سال 1385 ميزان جواني در مناطق شهري و روستايي به ترتيب 7/23 و 1/28 درصد و ميزان سالخوردگي در مناطق شهري و روستايي به ترتيب 8/4 و 1/6 درصد بوده است. در واقع به دليل باروري بالاتر در مناطق روستايي و مهاجرت جوانان روستايي به شهرها، مناطق روستايي كشور، هم ميزان سالخوردگي بالاتر و هم نسبت جواني بيشتري نسبت به مناطق شهري دارند اما سهم جمعيت بالقوه فعال آنان كمتر است. ضمن آنكه بايد يادآور شد تعداد جوانان 29-15 ساله كشور كه عرضه نيروي كار جديد را شكل ميدهند از 13 ميليون نفر (4/26 درصد كل جمعيت) در سال 1365 به 17 ميليون نفر (4/28 درصد) در سال 1375 و سپس با يك جهش بيسابقه به 25 ميليون نفر (4/35 درصد) در سال 1385 رسيده است. به اين ترتيب اين گروه سني مركز ثقل جمعيت كشور را تشكيل داده و با توجه به سهم آنها از كل جمعيت كشور نقش مهميدر سياستگذاريها و برنامهريزيهاي ميانمدت و درازمدت كشور دارد. بازار كار براساس نتايج سرشماريهاي عمومي نفوس و مسكن سالهاي 1375 و 1385، ميزان جمعيت ده ساله و بيشتر از حدود 4/45 ميليون نفر در ابتداي دوره به 5/59 ميليون نفر در انتهاي دوره افزايش يافته است. همچنين سهم جمعيت باسواد از 5/77 درصد در سال 1375 به 84 درصد در سال 1385 افزايش يافته است.
در سال 1385، نرخ بيکاري افراد بي سواد 4/8 درصد و نرخ بيکاري افراد باسواد 3/13 درصد بوده است. همانگونه که ملاحظه ميشود نرخ بيكاري افراد بيسواد و سوادآموزي در پايينترين سطح قرار دارد و نرخ بيكاري با افزايش سطح تحصيلات افزايش مييابد. متوسط سالانه عرضه جديد نيروي كار در دوره 1385-1375 حدود 744 هزار نفر و متوسط سالانه خالص اشتغال ايجاد شده حدود 590 هزار فرصت شغلي بوده است كه در نتيجه فزوني عرضه جديد نيروي كار، نرخ بيكاري در اين دوره افزايش يافته است. ضمن آنكه ساختار عرضه جديد نيروي كار مردان بهگونهاي است كه افرادي كه داراي تحصيلات متوسطه، راهنمايي و عالي هستند به ترتيب بيشترين سهم را در عرضه جديد نيروي كار داشتهاند. در سال 1375، نرخ بيكاري نوجوانان 14-10 ساله و جوانان 19-15 و 24-20 ساله در سطح بالايي قرار دارد (جدول شماره 3). بالا بودن نرخ بيكاري اين گروههاي سني به دليل تجربه كم و سطح پايين سرمايه انساني آنهاست. كمترين نرخ بيكاري مربوط به گروه سني 54-30 ساله است كه بيشترين تجربه و سرمايه انساني را دارا هستند. در گروه سني 64-55 ساله نرخ بيكاري اندكي بالاتر از گروه سني قبلي است كه بهطور عمده مربوط به بالا بودن نرخ بيكاري سالمندان 64-60 ساله در مقابل ميانسالان است. نرخ بيكاري گروه سني 65 ساله و بيشتر بالاتر از گروه سني قبلي است. نرخ بيكاري جوانان 29-15 ساله حدود 8/14 درصد است كه حدود 3/10 واحد درصد بالاتر از بزرگسالان (30 ساله و بيشتر) است.
ازجمله چالشهاي پيش رو براي بازار كار ايران ميتوان به موارد زير اشاره كرد: - عدم انطباق شغل و مهارت نيروي كار. - عدم تعادل بين تقاضا و عرضه نيروي كار. - پديده چند پيشگي و خروج اندك از بازار كار. - كمبود تشكيل سرمايه و ضعف مديريت آن. - اشتغال ناقص و بيكاري پنهان و در نتيجه بهرهوري پايين نيروي كار. - بالا بودن سهم اشتغال بخش غيررسميدر بازار كار. - اقتصاد سنتي و فضاي اندك آن براي جذب دانشآموختگان. توليد و سرمايهگذاري برنامه چهارم توسعه با اتكا به سند چشمانداز بيستساله و سياستهاي كلي برنامه چهارم ابلاغي و با هدف توسعه دانش پايه و عدالت محور در تعامل با اقتصاد جهاني (در بعد اقتصادي) ارايه شد. به عبارت ديگر اين برنامه به عنوان نخستين گام در رسيدن به اهداف تعيين شده در چشمانداز درازمدت كشور، بهگونهاي تدوين شد كه براي تحقق رشد اقتصادي 8 درصدي، بايد سرمايهگذاري خالص بهطور متوسط سالانه 2/12 درصد و بهرهوري كل عوامل بهطور متوسط سالانه 5/2 درصد افزايش مييافت. جدول شماره4، وضعيت توليد و سرمايهگذاري را طي برنامه سوم و سه سال اول برنامه چهارم توسعه نشان ميدهد، همانطور كه ملاحظه ميشود متوسط رشد سالانه توليد ناخالص داخلي طي برنامه سوم 1/6 درصد و متوسط رشد سالانه توليد ناخالص داخلي طي سه سال برنامه چهارم 7/6 درصد است و روند آن گوياي اين واقعيت است كه اقتصاد ايران طي دهه اخير در مسير رشد بالاتر از 6 درصد قرار گرفته است اما در عين حال در تحقق اهداف سند چشمانداز بيست ساله نيازمند جهش ديگري در رشد اقتصادي طي برنامههاي توسعهاي است. متوسط رشد سرمايهگذاري طي برنامه سوم توسعه 7/10 درصد و در سه سال اول برنامه چهارم توسعه 0/6 درصد بوده است. سهم سرمايهگذاري بخش خصوصي در كل سرمايهگذاري در برنامه سوم افزايش داشته و به رقم 67 درصد و در مقابل سهم سرمايهگذاري بخش دولتي در كل سرمايهگذاري به رقم 33 درصد رسيد. اين روند طي برنامه چهارم (سه سال اول) نيز حفظ شده است.
ازجمله چالشهاي پيش رو براي توليد و سرمايهگذاري كشور ميتوان به موارد زير اشاره كرد: - درونزا نبودن رشد اقتصادي و اتكا آن به راهبردهاي مبتني بر نهادهها و نه بر ارتقاي بهرهوري عوامل توليد. - تأکيد بر بخش توليد كالايي براي دستيابي به رشد و توسعه و توجه كمتر به توليد خدمات بهويژه خدمات زيربنايي. - توسعه ناكافي نهادها و بازارها و ابزارهاي مالي براي تأمين مالي طرحها. - بالا بودن هزينههاي مبادله به علت ناكافي بودن دسترسي به اطلاعات. - تصديهاي بالاي بخش عمومي. - استهلاك زياد سرمايهها. - نبود تعادل بين مناطق مختلف كشور و ساختار انعطافناپذير بازارها. مصرف متغير مصرف، عمدهترين و با ثباتترين جز متغيرهاي تشكيلدهنده طرف تقاضاي اقتصاد است. هزينههاي مصرفي بهعنوان يكي از اجزاي مهم هزينه ناخالص داخلي طي برنامه سوم و چهارم توسعه همواره رشد داشته است. در دوره 1383-1379 ميانگين رشد سالانه هزينههاي كل مصرفي حدود 6/7 درصد و متوسط رشد سالانه هزينههاي مصرفي خصوصي و دولتي در اين دوره به ترتيب حدود 1/8 و 4/5 درصد بوده است. در سال 1384 كل هزينههاي مصرفي نسبت به سال 1383 با رشدي معادل 3/9 درصد و بهطور عمده تحتتأثير افزايش هزينههاي مصرف دولتي افزايش يافته است. هزينههاي مصرفي خصوصي طي سالهاي 1384، 1385و 1386 به ترتيب رشدي معادل 10، 1/6، 8/6 درصد داشته است. اين جزء از هزينههاي مصرفي در سال 1384 بالاترين سهم، معادل 9/57 درصد از هزينه ناخالص داخلي را دارا بوده و با رشد 10 درصد به رقم 251087 ميليارد ريال (به قيمتهاي ثابت 1376) رسيده است و در سال 1386 با رشد معادل 8/6 درصد به رقم 284441 ميليارد ريال رسيد. همچنين هزينههاي مصرفي دولتي طي سالهاي 1384، 1385و1386 به ترتيب رشدي معادل 6، 8/5 و 5/8- درصد داشته است. طي دوره 1386-1384، هزينههاي مصرفي دولتي سهمي معادل 2/11درصد از هزينه ناخالص داخلي به قيمتهاي ثابت 1376 را به خود اختصاص داده است (جدولهاي شماره 5 و 6).
ازجمله چالشهاي پيش رو براي اصلاح ساختار مصرف و پسانداز كشور، ميتوان به موارد زير اشاره كرد: - غير واقعي بودن قيمتهاي نسبي. - وجود عادت مسرفانه نهادينه شده. - نبود فرهنگ پسانداز. - اشاعه مصرفگرايي در رسانهها، تبليغات،.. - مرغوب نبودن كالاها و توليدات و ضرورت اصلاح الگوي توليد ملي. - هدفمند نبودن يارانهها بهويژه عمومي بودن يارانه عدم شناسايي کامل اقشار آسيبپذير. - عدم تعادل بين منابع و مصارف انرژي. - شفاف نبودن ميزان يارانههاي پرداختي. پول و تورم حجم نقدينگي از 7/249110 ميليارد ريال در سال 1379 به 1640293 ميليارد ريال در سال 1386 رسيد. متوسط عملكرد نرخ رشد نقدينگي در سالهاي برنامه سوم توسعه 9/28 درصد و در سه سال اول برنامه چهارم 8/33 درصد بود كه به ترتيب 6/12 درصد و 8/11 درصد از اهداف پيشبيني شده براي برنامه سوم و سه سال اول برنامه چهارم بيشتر بوده است.
بهمنظور تحليل عملكرد نقدينگي، عوامل مؤثر بر آن در دو سمت عرضه و تقاضا مورد بررسي قرار ميگيرد. در سمت عرضه، نقدينگي از دو جزء پايه پولي و ضريب فزاينده پولي تشكيل ميشود. متوسط نرخ رشد پايه پولي و متوسط ضريب فزاينده در طول برنامه سوم به ترتيب 2/16 درصد و 7/3 و براي سه سال اول برنامه چهارم 5/34 درصد و 4/4 بوده است. ضريب فزاينده در طول برنامه سوم روند فزايندهاي داشته و از 68/2 در سال 1378 به 54/5 در سال 1383 رسيده است. ضريب فزاينده در سال 1385 به بالاترين رقم خود 6/4 رسيده است كه اين امر متأثر از كاهش نسبت مسكوك و اسكناس در دست اشخاص به كل سپردهها به خاطر جايگزين كردن چكهاي بانكي به جاي اسكناس و مسكوك و استفاده گسترده از آنها است كه با جمعآوري چكهاي بانكي در سالهاي بعد استفاده از اسكناس و مسكوك به تدريج به جاي چك پولها اين نسبت افزايش يافته و در نتيجه ضريب فزاينده كاهش مييابد. خالص داراييهاي خارجي بانك مركزي، خالص مطالبات بانك مركزي از بخش دولتي و بدهي بانكها به بانك مركزي مهمترين اجزاي پايه پولي هستند كه در برنامه سوم توسعه به ترتيب از متوسط رشدي معادل 4/110، 1/4 و 65/0 درصد و در سه سال اول برنامه چهارم نيز به ترتيب 8/33، 188- و 7/85 درصد برخوردار بودند. بين سه جزء يادشده منابع پايه پولي، متوسط نرخ رشد بدهي بانكها به بانك مركزي در برنامه چهارم در مقايسه با برنامه سوم از يك روند افزايشي برخوردار بوده است. در سالهاي اجراي برنامه سوم و چهارم توسعه، خالص داراييهاي خارجي بانك مركزي نقش بيشتري در افزايش پايه پولي داشت. دليل اين افزايش، عدم فروش ارز در بازار و خريد ارز مورد نظر در بودجه دولت توسط بانك مركزي بود. هر چند ذكر اين نكته ضروري است كه بالا بودن متوسط نرخ رشد اين متغير در برنامه سوم ناشي از تعديل داراييهاي خارجي بانك مركزي در سال 1381 به دليل يكسانسازي نرخ ارز بوده است. متوسط نرخ رشد خالص بدهي بخش دولتي به بانك مركزي در برنامه چهارم نسبت به برنامه سوم كاهش يافت كه اين كاهش بهطور عمده به دليل افزايش سپردههاي بخش دولتي بوده است. بهطوري كه سپردههاي بخش دولتي در سه سال 1385-1384، 6/38 درصد رشد داشته است، اين درحالي است كه طي سالهاي يادشده نرخ رشد بدهي بخش دولتي كاهش 15/0 درصدي داشته است.
نقدينگي از سمت تقاضا نيز شامل دو جزء پول (اسكناس و مسكوك در دست اشخاص و سپردههاي ديداري بخش غيردولتي) و شبه پول (سپردههاي قرضالحسنه پسانداز و سپردههاي سرمايهگذاري مدتدار و ساير سپردهها) است. متوسط حجم پول و شبه پول به ترتيب از 86751 و 1/105938 ميليارد ريال در سال 1378 با ميانگين رشدي معادل 8/23 و 5/32 درصدي در برنامه سوم به 1/252815 و 1/433052 ميليارد ريال در سال 1383 و به 535707 و 1104585 ميليارد ريال در سال 1386 افزايش يافت. نرخ رشد شبه پول از سال 1380 تا سال 1385 فزاينده و همواره بيش از نرخ رشد نقدينگي بوده است كه در سال 1386 كاهش و تقريباً با رشد نقدينگي برابر است. درحاليكه نرخ رشد پول تا سال 1385 همواره پايينتر بوده اما در سال 1386 از نرخ رشد نقدينگي بيشتر شده است. نرخ رشد پول تا سال 1383 بهطور تقريب از يك روند نزولي و در سالهاي برنامه چهارم روند صعودي يافته است. بهطور كلي متوسط رشد پول و شبه پول طي سه سال اول برنامه برنامه چهارم در مقايسه با برنامه سوم (به ترتيب از 8/23 و 5/32 درصد) به 4/28 و 6/36 درصد افزايش يافته است. در برنامه سوم و سه سال اول برنامه چهارم به استثناي سال 1386 همواره سهم شبه پول فزاينده و بالاتر از سهم پول بوده اما در سه سال اول برنامه چهارم افزايش سهم شبه پول نسبت به سال 1383 روند كاهشي داشته است. افزايش سهم شبه پول (سپردههاي غيرديداري) تا حدود زيادي ناشي از توانايي بانكهاي غيردولتي در جذب سپردهها بوده است. نرخ تورم درسال شروع برنامه سوم 6/12 درصد بود كه در پايان برنامه سوم به 2/15 درصد افزايش يافت. طي سالهاي برنامه سوم نرخ تورم بهطور متوسط سالانه 1/14 درصد رشد داشت كه اين رشد از متوسط هدف برنامه (9/15 درصد) كمتر بوده است. نرخ رشد شاخص قيمت كالاها و خدمات مصرفي در نخستين سال اجراي برنامه چهارم روند كاهشي داشته است كه از هدف برنامه پايينتر رسيد. اما در سال 1385 نرخ تورم به 6/13 درصد افزايش يافت و در سال چهارم نرخ تورم به 4/25 درصد افزايش يافت. از اين رو بهطور متوسط نرخ تورم سالانه 3/17 درصد رشد يافت كه از جمله عوامل افزايش اين نرخ ميتوان به افزايش نقدينگي و شاخص قيمت كالاهاي وارداتي اشاره كرد. ازجمله چالشهاي پيش رو براي بازار پول و تورم ميتوان به موارد زير اشاره كرد: - تداوم رشد پايه پولي به عنوان يكي از مهمترين عوامل رشد نقدينگي. - افزايش خالص داراييهاي خارجي بانك مركزي بهعنوان يكي از عوامل افزايش پايه پولي. - عدم تعادل بين منابع و مصارف بانكي. - بالا بودن متوسط نرخ رشد قيمت كالاها وخدمات مصرفي. - افزايش مطالبات معوقه بانكها. تجارت خارجي صادرات نفت و گاز از حدود 3/24 ميليارد دلار در سال 1379 به بيش از 3/36 ميليارد دلار در سال 1383 رسيد كه بهطور متوسط طي برنامه سوم توسعه سالانه معادل 5/18 درصد افزايش يافته است. همچنين طي سه سال اول برنامه چهارم توسعه، صادرات نفت و گاز با متوسط رشد سالانه 32درصد، از رقم 8/53 ميليارد دلار در سال 1384 به رقم 8/81 ميليارد دلار در سال 1386 افزايش يافت.
صادرات كالاي غيرنفتي طي برنامه سوم توسعه با رشد متوسط سالانه 14درصد، از حدود 2/4 ميليارد دلار در سال 1379 به بيش از 5/7 ميليارد دلار در سال 1383 رسيد كه در مجموع طي برنامه سوم توسعه حدود 2/28 ميليارد دلار كالاي غيرنفتي صادر شده است. همچنين طي سه سال اول برنامه چهارم توسعه صادرات كالاي غيرنفتي با رشد متوسط سالانه 1/28 درصد از رقم 5/10 ميليارد دلار در سال 1384 به رقم 6/15 ميليارد دلار در سال 1386 افزايش يافت كه در مجموع طي اين سه سال بالغ بر 40 ميليارد دلار كالاي غيرنفتي صادر شده است.
واردات كالا طي برنامه سوم توسعه با متوسط رشد سالانه معادل 5/23 درصد، از حدود 1/15 ميليارد دلار در سال 1379 به 2/38 ميليارد دلار در سال 1383 رسيد و همچنين در سه سال اول برنامه چهارم توسعه با رشد متوسط سالانه معادل 14 درصد، از رقم 43 ميليارد دلار در سال 1384 به رقم 6/56 ميليارد دلاردر سال 1386 افزايش يافت. بررسي تراز صادرات و واردات كالا نشان ميدهد كه تراز بازرگاني طي برنامه سوم توسعه از مازاد برخوردار بوده و درعين حال روند آن كاهشي بوده است، بهطوري كه اين تراز از حدود 4/13 ميليارد دلار در سال 1379 به 7/5 ميليارد دلار در سال 1383 رسيد. با افزايش صادرات نفت و گاز در سه سال اول برنامه چهارم توسعه، تراز بازرگاني از مازاد چشمگيري برخوردار شد و از رقم 21 ميليارد دلار در سال 1384به رقم 8/40 ميليارد دلار در سال 1386 افزايش يافت. ازجمله چالشهاي پيش رو براي تجارت خارجي ميتوان به موارد زير اشاره كرد: - پايين بودن سهم صادرات ايران از صادرات جهاني (56/0 درصد در سال 2007). - کاهش تدريجي و مستمر رقابتپذيري هزينههاي بنگاههاي ايراني در بسياري رشتهها. - سهم بسيار پايين صادرات مبتني بر محصولات با فناوري بالا. - كاهش نرخ واقعي ارز. بودجه دولت براساس برنامه چهارم توسعه بايد دولت 3/41 درصد از منابع بودجه عموميخود را از محل درآمدهاي مالياتي تأمين ميکرد در حاليكه تنها 5/30 درصد از اين محل تأمين شده و بار اصلي اين عدم توانايي در تأمين منابع مالياتي مورد نياز بودجه بر دوش ساير منابع تحميل شده است اما سهم عملكرد ماليات از كل منابع در سال 1386 نسبت به سال 1385 و همچنين نسبت به ميانگين سه ساله اول برنامه چهارم، روند صعودي داشته است. تأثير مستقيم نفت در بودجه (همان منابع حاصل از صادرات نفت خام) در سال 1386 تنها 6/27 درصد بوده كه نسبت به پيشبيني برنامه چهارم توسعه و همچنين نسبت به متوسط آن پايينتر بوده و بيانکننده توفيق در كاهش وابستگي نسبي به درآمدهاي نفتي در بودجه عمومي است. در سال 1386، سهم ساير منابع بودجه مشتمل بر درآمدهاي غير مالياتي دولت، ساير واگذاري داراييهاي سرمايهاي و واگذاري داراييهاي مالي، حدود 42 درصد است كه نسبت به هدف برنامه حدود 20 درصد بيشتر بوده است. همچنين در جدول شماره 11، روند عملكرد منابع بودجه طي سه سال گذشته و برخي از شاخصهاي مهم آن ارايه شده است. در سال 1386، عملكرد كل منابع بودجه عمومي دولت برابر با 61/629 هزار ميليارد ريال بوده است. مهمترين محل تأمين آن از محل واگذاري داراييهاي مالي بوده است. عملكرد درآمدها نسبت به هدف برنامه با رشد مواجه بوده كه بخش عمده اين رشد مربوط به ساير درآمدها بوده است. سهم درآمدها از كل منابع در سال 1386 معادل 36/47 درصد بوده است و بهرغم اين افزايش، بايد توجه داشت كه سهم درآمدهاي مالياتي نسبت به ساير درآمدها با كاهش روبهرو بوده است. براساس پيشبينيهاي صورت گرفته در قانون برنامه چهارم توسعه (جدول شماره 4 قانون)، متوسط رشد درآمدهاي مالياتي در طي برنامه 2/24 درصد در نظر گرفته شده است. ميزان عملكرد رشد اين درآمد در سال 1386 نسبت به 1385معادل 4/26 درصد بوده كه بالاتر از هدف برنامه است. از مهمترين شاخصهاي مالي و بودجهاي دولت، نسبت درآمدهاي مالياتي به توليد ناخالص داخلي است كه طي سه سال اول برنامه چهارم توسعه روند نزولي داشته است. سهم واگذاري داراييهاي سرمايهاي از كل منابع در سال 1386معادل 76/27 درصد بوده كه صادرات نفت خام بخش عمده آن را تشكيل داده و نشانه آن است که عملكرد صادرات نفت خام نسبت به ارقام برنامه رشد داشته است. در بخش مالياتي، ماليات بر عملكرد نفت در سال 1386 با رقم معادل 5/29236 ميليارد ريال حدود 2/15 درصد از كل درآمدهاي مالياتي را به خود اختصاص داده است. سود عليالحساب دولت از ارزش نفتخام توليدي به ميزان 9/26312 ميليارد ريال بهعنوان دومين حلقه ارتباطي نفت با بودجه به شمار ميآيد كه در بخش ساير درآمدها طبقهبندي ميشود. مصارف عموميدولت نيز به سه بخش اعتبارات هزينهاي (جاري)، تملك داراييهاي سرمايهاي (عمراني) و تملك داراييهاي مالي تقسيم ميشود. جدول شماره 12، عملكرد بخش مصارف طي سالهاي اجراي برنامه چهارم را به تصوير كشيده است. عملكرد كل مصرف بودجه عموميدر سال 1386 نسبت به سال قبل از آن با رشد 7/7 درصدي مواجه بوده كه نسبت به هدف برنامه 9/33 درصد افزايش را نشان ميدهد. از مجموع كل مصارف بودجه سال 1386، اعتبارات هزينهاي معادل 1/68 درصد و تملك داراييهاي سرمايهاي معادل 86/23 درصد را به خود اختصاص دادهاند. عملكرد اعتبارات تملك داراييهاي سرمايهاي به ميزان 8/147715 ميليارد ريال بوده كه نسبت به هدف برنامه كاهش 7/13 درصدي را نشان ميدهد. به همين ترتيب اعتبارات تملك داراييهاي سرمايهاي نسبت به سال قبل 47/1 درصد رشد و نسبت به ارقام مصوب قانون بودجه 1386 بالغ بر 20 درصد كاهش داشته است. ازجمله چالشهاي پيش رو براي بودجه و سياست مالي دولت ميتوان به موارد زير اشاره كرد: - عدم تبعيت رشد هزينهها از منابع مالي قابل تحقق. - شاخصمند نبودن توزيع اعتبارات به تفکيک فعاليتها، بخشهاي اقتصادي و مناطق و عدم استفاده از بودجه عملياتي. - اعطاي اولويت به اعتبارات هزينهاي و در نتيجه کافي نبودن منابع باقيمانده براي اجرا و اتمام طرحهاي عمراني نيمهتمام. - فقدان ارتباط سازمانيافته بين نهادهاي وصول درآمدهاي مالياتي و ساير نهادها و دستگاهها در خصوص تجهيز اطلاعات مالياتي. توصيههاي سياستي براي بهبود محيط كلان اقتصادي با توجه به وضعيت ساختار كلان اقتصادي و تأکيد سياستهاي كلي برنامه پنجم مبني بر اصلاح ساختارها بهويژه از طريق بهره وري، توصيههاي سياستي زير ميتواند در جهتگيريهاي كلان برنامه پنجم كمك کند. جمعيت - تداوم سياستهاي تنظيم مواليد بهمنظور ارتقاي سلامت جامعه مطابق سياستهاي كلان. - ارايه خدمات رايگان بيشتر در زمينه تنظيم خانواده و افزايش آگاهي در مناطق محروم و كمتر توسعهيافته. - تأکيد بر آموزش مطالب و مضامين جمعيتي و بهداشت باروري به جوانان بهطور فراگير. - ارتقاي كيفيت، اطلاعرساني و در دسترس بودن و تحويل خدمات تنظيم خانواده. - پوشش بهتر ثبت وقايع حياتي و مهاجرت كشور. بازار كار - رفع موانع رشد توليد و سرمايهگذاري. - سرعت بخشيدن به اجراي سياستهاي مديريت بازار كار. - نظارت دقيق بر اجراي تسهيلات اشتغالزايي از محل طرح گسترش بنگاههاي كوچك اقتصادي زودبازده و كارآفرين در راستاي هدايت منابع بانكي و دولتي براي توليد كالا و خدمات و ايجاد اشتغال پايدار. - مديريت جابهجايي جمعيت كشور و هدايت جريان مهاجرتهاي داخلي مطابق با برنامه آمايش سرزمين و كاهش عدم تعادلهاي منطقهاي. - تقويت مديريت بازار كار و نهادسازي براي تسهيل در فرآيند جذب نيروي كار در بنگاههاي اقتصادي. - ارتقاي سطح مهارتي كارگران ساده به كارگران ماهر يا نيمه ماهر. - بهبود سطح كيفي آموزشهاي فني و حرفهاي و آموزشهاي غيردولتي و تناسب آن با نياز بازار كار و تحولات آتي اقتصاد. - حمايت از تشكيل خوشههاي صنعتي. - ايجاد شبكه ملي كاريابي. - اتخاذ تدابير مناسب براي ايجاد فرصتهاي شغلي براي تازه واردين به بازار كار به ويژه فارغالتحصيلان دانشگاهها و زنان. - استقرار نظام حقوق و دستمزد متناسب با بهرهوري نيروي كار در تمام بخشهاي اقتصادي كشور. - تغيير در حداقل دستمزد واقعي متناسب با شرايط بازار كار و وضعيت بنگاههاي اقتصادي در كنار شرايط اجتماعي كارگران و كارفرمايان. توليد و سرمايهگذاري - پيگيري رويكردهاي اقتصادي مبتني بر توسعه و تعالي همهجانبه و درونزاي كشور و بسترسازي براي رشد مستمر و سريع اقتصادي. - افزايش بهرهوري عوامل توليد. - رقابتپذيري فعاليتهاي اقتصادي از طريق بهبود فضاي كسب و كار. - تعامل فعال و مناسب با اقتصاد جهاني. - توانمندسازي بخش خصوصي از طريق كاستن از هزينهها و ريسكهاي عاملان خصوصي و برداشتن موانع رقابت براي آن. - ايجاد فضاي اعتماد و اطمينان براي عاملان اقتصادي و ثبات سياستهاي كلان اقتصادي. - اتخاذ سياستهاي پايدار براي ايجاد فضاي با ثبات اقتصاد ملي در راستاي افزايش امنيت سرمايهگذاري از طريق مهار تورم، ثبات نظام تعرفهاي و مالياتي و سياستهاي ارزي. - گسترش امكان دسترسي به منابع مالي براي بنگاهها از طريق توسعه بازار سرمايه و ابزارهاي مالي. - ايجاد شرايط پايدار، قابل پيشبيني و اطمينان بخش براي سرمايهگذاران بهويژه در زمينه شرايط قيمت انرژي. - سرمايهگذاري در بخش نفت و گاز و به خصوص در ميادين مشترك و افزايش سهم سرمايهگذاري خارجي در بخش نفت و گاز. - ارتقاي كارآيي هزينههاي تحقيق و توسعه و پيادهسازي نظام ملي نوآوري. - توسعه مشاغل جديد و دانش پايه و توجه ويژه به تشكلهاي حقوقي و نهادي. - افزايش سهم تحقيق و توسعه بخش دولت و فراهمسازي انگيزش لازم براي بنگاههاي خصوصي متناسب کردن نظام آموزشي كشور در راستاي تأمين نيروي كار ماهر و با كيفيت. - توجه به دانش و نوآوري به عنوان محرك رشد پايدار اقتصادي. مصرف و پسانداز - اصلاح قيمتهاي نسبي بهويژه در حوزه حاملهاي انرژي. - منطقي کردن نرخ سود تسهيلات بهمنظور جذب پساندازهاي جامعه - بهكارگيري ابزارهاي مالي جديد در بازار سرمايه بهمنظورگوناگونسازي تركيب ريسك و بازدهي و ايجاد فرصتهاي متنوع سرمايهگذاري. - تعميق بازار سرمايه با هدف ايجاد انگيزه و تنوع بيشتر براي پساندازكنندگان. - شفاف کردن هزينه فرصت مصرف و پسانداز در كشور با هدف تصميمسازي براي آحاد اقتصادي. - نهادينهسازي روش صحيح استفاده از منابع کشور در راستاي اصلاح الگوي مصرف. - پيشرفت علميناشي از ارتقاي فناوري در طراحي و ساخت وسايل و تجهيزات بهينه مطابق با استانداردهاي جهاني همراه با رعايت ضوابط زيستمحيطي. - بهينهسازي مصرف سوخت در سيستمها و وسايل حمل و نقل. - بهينهسازي مصرف سوخت در بخش ساختمان و مسكن. - بهينهسازي مصرف سوخت در صنايع. - كمك به رشد تكنولوژي و بهبود كيفيت محصولات از لحاظ مصرف انرژي در صنايع سازنده تجهيزات مصرفكننده سوخت. - الزام كارخانههاي سازنده خودرو داخلي به توليد محصولات با مصرف سوخت استاندارد و دو گانه سوز. - تشويق و حمايت از كارخانههاي توليدكننده لوازم خانگي بهمنظور توليد محصولات با رده مصرف بهينه انرژي. - حمايت از واحدهاي توليدكننده كالاهاي اساسي از جمله نان صنعتي بهمنظور كاهش ضايعات. پول و تورم - اتخاذ سياستهاي پولي و مالي مناسب بهمنظور كنترل رشد نقدينگي ازجمله كاهش وابستگي به درآمدهاي نفتي، آزادي واقعي سياستگذار پولي. - هدايت صحيح نقدينگي به سمت فعاليتهاي توليدي. - منضبط ساختن و محدود کردن بانكهاي تجاري در استقراض پرهزينه از منابع بانك مركزي. - بهكارگيري به موقع و صحيح ابزارهاي پولي براي كنترل نقدينگي. - كاهش بدهيهاي معوق بخش غيردولتي و شركتهاي دولتي به سيستم بانكي. - تلاش براي كاهش بدهي دولت به سيستم بانكي. - كاهش بدهي دولت و بانكها به بانك مركزي. - عدم استقراض دولت از بانك مركزي. - كاهش سالانه افزايش در مانده تسهيلات تكليفي بانكها. - استفاده از ابزار اوراق مشاركت و ابزارهاي مشابه در قالب عقود اسلامي. - ايجاد نظام بيمه سپردهها بهمنظور حفظ اعتماد عموميبه نظام بانكي كشور. - افزايش اتكاي تجهيز سرمايه از نظام متكي به بانك به نظام متكي به بازار. - اعطاي تسهيلات بانكي هدفمند و هدايت اعتبارات بانكي به بخشهاي مولد متناسب با ظرفيتها و نياز واقعي و بازدهي اقتصادي. تجارت خارجي - تنوع بخشيدن به كالاهاي صادراتي بهمنظور كاهش تمركز كالايي و كشوري. - تقويت تعامل با دنياي خارج از طريق عضويت در مجامع و اتحاديههاي منطقهاي و بينالمللي. - حمايت و تشويق سرمايهگذاريهاي خارجي، متضمن فناوريهاي پيشرفته، به سمت توليد کالاها و خدمات صادراتگرا. - ارتقاي فضاي کسب و کار در کشور به سطوح بالاي جهاني. - هماهنگي و سازگاري بين سياستهاي بازرگاني و سياستهاي ارزي، پولي و مالي کشور. - كاهش نرخ تعرفه مؤثر با ملاحظههاي مربوط به اجراي قانون هدفمند كردن يارانهها. - تنظيم ميزان ذخيره ارزي كشور بهعنوان پشتوانه اقتصادي و سياسي. - حركت به سمت بازار مشترك اسلامي و افزايش درجه همگرايي منطقهاي. - تنظيم دامنه نوسان ارز با توجه به ملاحظههاي سياست پولي و حفظ ذخاير خارجي در حد مطلوب و حفظ دامنه رقابتپذيري توليدات ملي. - انتشار اوراق مشارکت ارزي در بازارهاي بينالمللي. - طراحي ابزارهاي پوشش ريسک نوسان نرخ ارز در چارچوب بانکداري بدون ربا. - تبديل موانع غيرتعرفهاي و غيرفني براي واردات به وضع نرخهاي معادل تعرفهاي. بودجه و سياست مالي دولت - تأکيد بر انعطافپذيري سياستهاي مالي و ضد ادوار تجاري بودن آن. - حذف دستگاههاي موازي بهمنظور كاهش حجم دولت و ايجاد زمينه لازم براي نظارت بر تحقق اهداف وعملكرد دستگاهها. - تخصيص منابع حاصل از نفت و گاز به سرمايههاي فيزيکي و انساني مورد نياز کشور و بهويژه اعتبارات تملک داراييهاي سرمايهاي. - استفاده ابزاري از سياستهاي مالياتي براي تحقق اهداف برنامههاي توسعه و اصلاح نرخها و پايه مالياتي براساس شرايط متغيرهاي اقتصاد کلان. - برقراري نظام اطلاعات چند سطحي براي شناسايي مؤديان و درآمد مشمول ماليات. - پرهيز از افزايش بيرويه حجم بودجه دولت. - اجراي بودجهريزي عملياتي و تنظيم لايحه بودجه و تخصيص اعتبارات با توجه به نتايج حاصل از فعاليتها و متناسب با قيمت تمام شده آنها. - عدم رشد اعتبارات هزينهاي دولت به قيمت واقعي. - رشد هزينههاي عمراني مطابق رشد اندازه اقتصاد، تنها در حوزه فعاليتهاي مجاز بر اساس سياستهاي كلي اصل 44. - اجراي كامل ماليات بر ارزشافزوده و هدفمندسازي معافيتها و تخفيفهاي مالياتي - شناسايي دقيق منابع مالياتي، استفاده از حداكثر ظرفيتهاي مالياتي و بهبود رويههاي اخذ ماليات. - توزيع امكانات و بودجه بين مناطق متناسب با محروميت و پتانسيلهاي توليد مناطق منابع: 1- سازمان مديريت و برنامهريزي كشور، قوانين برنامه سوم و چهارم توسعه. 2- گمرك جمهوري اسلاميايران، سالنامه آماري بازرگاني خارجي ايران، سنوات مختلف. 3- مركز آمار ايران، سرشماري عمومي نفوس و مسكن سالهاي 1335، 1345، 1355، 1365، 1375 و 1385. 4- معاونت برنامهريزي و نظارت راهبردي رييسجمهوري، تبيين جدولهاي كلان برنامه پنجم توسعه، دفتر برنامهريزي اقتصادي ، 1388. 5- معاونت برنامهريزي و نظارت راهبردي رييسجمهوري، مستندات كلان برنامه پنجم توسعه، دفتر برنامهريزي اقتصادي ، 1388. 6- سازمان مديريت و برنامهريزي كشور، گزارش اقتصادي و نظارت بر عملكرد برنامه سوم توسعه ، دفتر برنامهريزي و مديريت اقتصاد كلان 1384. 7- معاونت برنامهريزي و نظارت راهبردي رييسجمهوري، گزارش اقتصادي و نظارت بر عملكرد برنامه سال اول 1385، دفتر برنامهريزي اقتصادي1387. 8- معاونت برنامهريزي و نظارت راهبردي رييسجمهوري، گزارش اقتصادي و نظارت بر عملكرد برنامه سال اول 1386، دفتر نظارت برنامه، 1388. 9- وزارت امور اقتصادي و دارايي، گزارش مالي دولت در سالهاي 1380 تا 1386. *رييس گروه دفتر برنامهريزي اقتصادي. |
|
| نشریه برنامه شماره ۳۶۹ ُ |









